اطلاعیه مهم واحد فن آوری اطلاعات ستاد مهندس میرحسین موسوی
به اطلاع هموطنان عزیز میرساند با توجه به مسائل پیش آمده در روزهای اخیر و خبرسازی های مختلف
از رسانه های غیر رسمی در مورد اظهارات جناب آقای مهندس میرحسین موسوی، از این پس تا اطلاع
ثانوی اخبار رسمی مهندس میرحسین موسوی تنها از وب سایت خبری قلم نیوز انتشار یافته و اعلام
میگردد ستاد مهندس میرحسین موسوی در قبال اخبار غیر رسمی تولیدی توسط سایر سایتها
- حتی سایتهای اعلام شده در زمان تبلیغات انتخابات - هیچ گونه مسئولیتی نخواهد داشت.
کونگ = دانايي
فو = طريقت
توآ = انشاء تن و روان
کونگ فوتوآ يعني طريقت دانايي يعني دعوت انسان به سوي تکامل " به سوي توانائي جسم و دانايي انديشه يعني حرکت به سوي آگاهي" روشن بيني ودرک مجحولات و اسرار جهان انسان و جهان طبيعت است.
طريقت دانايي يعني رهيابي انسان به قدرتهاي نهاني خود و همچنين تعالي روح و جسم او در جهت همآهنگي با روح تکاملي جهان وتسريع در آن .
کونگ فو دنياي حرکت است. حرکت براي توانائي. حرکت به عدالت مطلق. زيبايي و خوبي مطلق. حرکت براي سلامتي يک جامعه. و حرکت به ذات انديشه که اسرارش در زبان روح است . زبان خلق است که سازنده يک جامعه بزرگ و راهي تواناست. در کونگ فو روح به چشم عقل ميرود و زمانه را به هستايش ميخواهد. کونگ فو روح را هستي انسان ميداند و ميخواهد دوره باروري حيات به وجود آورد. مي خواهد به انسانها عقل آزادي کامل دهد و مظهر حد نهائي آزادي را بشناسد. روح تو به عالم تواناست و داناست اگر در اسارت ظواهر در بند کشيده نشوند. در دنياي کونگ فو انسانها به دادرسي و يگانگي دعوت ميشوند و با دانش و بينش وسيع به جهان حقايق آشنا ميشوند. راهبر ميکوشد تا انديشه را با بيان روح در شاگرد روان کند و انسان را پايانناپذير آزاد و سامان دهنده جلوه دهد .
تمام حرکات بدن متکي بر رموز و اسرار سلولي و به کار گرفتن DNA يا هسته سلولي و ذرات ريز اتمي بدن انسان است و انسان شاهکار خلقت که بايد در حريم معنويت جستجويش کرد.افسانه زندگي يا ( درايما ) نقطه حرکت وتولد انديشه آدمي و پيوند روحاني وي با حيات است. انسان از ابتداي زندگي در نبرد با هستي بوده است لذا براي رهايي از چنگال متجاوزين راز علمي بر خود استوار نموده تا عالمانه پايدار بماند و بي جهت به نيستي نرود. زندگي در کونگ فو با جوشش انديشه آغاز و با خاموشي آن تمام ميشود براي اين مبنا حدفاصل اين جوشش و خاموشي زندگيست.
کونگ فو اسرار انسانيست. کونگ فو فرياد عقل است وعقل است که عبور به مرز دانائي وتوانائيست. کونگ فو قدرت آشتيست و انسانهاي قدرتمند تجاوز گر نيستند هر چه تجاوزاست و هر چه بيدادگري هست در روح ضعيف انسانهاست.کونگ فو با تعاليم شديد روح انسان را به خود رسائي ميبرد تا هستي به وجود آورد و فرياد زمانه را از طريق انديشه بروح منتقل ميکند.
بشر امروز همواره در انتظار زندگي بهتر" اعصابي آرام تر و همبستگي انساني بهتر است اما همه آن خواستنها را با کلمات و با دلهره تکرار ميکند: چون روح خود در انديشه خويش ندارد. بشر در غبار آ لودگيها و گرفتاريهاست. غباري که خود بر خود توليد کرده است" هر تولدي را اطاعت نمي کند و مرگ را با انديشه نمي نگرد و بالاخره حاصل تولد و مرگ را از جوشش انديشه فرار ميدهد و اسرار خود که بيان روح از انديشه است ارزان ميفروشد چون گرفتار است.
حقايق امروز را تلخ مينگرد و همين تلخيست که باعث عدم همبستگي و نپيمودن روح دوستي و راستي به معناي زندگيست. در دانشکده انشاء تن وروان توجه فراوان به نهال انسانها ميشود زيرا راهبر کودکان امروز را آينده سازان فردا مي داند .
دنياي انديشه کونگ فو توآ
در دانشکده انشاء تن و روان ( کونگ فو ) اسرار انساني به مکتب فلسفه راز تن و دريائي از انديشه آدمي سوسو ميزند اين اسرار به آنهائي سپرده ميشود که به راز کونگ فو سرسپرده شوند واين راز رمز پختگي است .
« گربخودآئي بخدائي رسي بخودآ »
اين سئوال از راهبران کونگ فو مي شود « انسا ن تو کيستي، چرابه دنيا آمدي و چرا به مرگ پاياني؟ »
در راز کونگ فوتوآ تولد متکي به يک فلسفه وجه عبادت است، بزبان ساده تولد پايگاه عبادت است و اگر انساني پابه جهان گذارد گويند انديشهاي به رشد پا گرفته است و اگر انساني به مرگ رود گويند به برترين قدرت توانائي خويش رسيده است .
فاصله بين تولد و مرگ را جوشش انديشه نامند. در معابد کونگفو راز مطلوب سلولهاي مغز و کالبد سالم و توانا در قدرت عجيب فيزيولوژي رو ميگيرد، مهمترين موضوع معابد کونگ فو در اين است که از پاره شدن انديشه بوسيله عوامل خارجي شديدا جلوگيري شود . ( به عبارت ساده هرچه که فکر ازچشم ميگيرد بايد در آن متمرکز شود آنچه را که درتالار انديشه در اثر فکر کردن آزاد رخ مي دهد عبا رت است از بازگشت انسان به ذا ت خود ، در اثر اين نوع فعاليت هنرمندانه مغز، فرد قادر ميگردد که بتواند به يک موفقيت از زواياي مختلف نگاه کند و از روشن بيني ويژهاي برخوردار گردد، در طريقت تمرکز فکر کونگ فو ( گونه اي از اسرارکونگ فو) فعاليت خلاقه در تمام حوزههاي هنري فکرخود به خود ديده مي شود ، آنچه در اثر فکر کردن بدون وقفه گسترده و عميق اتفاق ميافتد در پايان منجر به تولد فرد انديشمند ميگردد، با دست آويز به فکر کردن ، علت ناکامي و ريشه تشويشها و نگرانيها کشف شده و بعد از موفق شدن در اين راه، به تولد تا زه يا تولد ديگري ميرسد که در کونگ فوتوآ بدان خالق ميگويند در تاريخ وضعيتي از شرح حا ل پيامبران ، انديشمندان اجتماعي و هنرمندان و انقلابيون مشاهدهً بسيار شده است . تمرکز فکر (zenkungfu ) ذن کونگ فو حرارت فکر ، گرايش شديد در راه بوجود آوردن کوتاهترين ارتباط انسان و قدرت خلا قه او است ، بدين آرمان است که آرامش انسان پايه ميگيرد وتضاد بشريت از بين ميرود . و به اصطلاح برادري در مقا م برابري به ا نسا ن رو مينهد ( آشتي بوجود آوردن انسانها ) سلولهاي مغز انسان داراي اين استعداد است که بطور مداوم يا متناوب بفکر بکوشد وجواب بسياري از مسا ئل پيچيده و در هم برهم و غير قابل حل را کشف نمايد
در شيوه و طريقت کونگ فو نيروي تن و کارداري ارزش والائي دارد ( انسان بايد در هستي خود بکوشد ) همانطور که قبلا آگاهي يافتيم تمرکز فکر عبارت است از بازگشت به فيزيولوژي انسان ازطريقت کونگ فو است . راهبران کونگ فو به دانش علمي و فلسفه پختگي فکر و نيروي تن باز نشستهاند و انديشيدن را از طريق سلسلهً اعصاب و نيروي تن مقام ويژهاي قائل شدهاند .
انسان کونگ فو قدرت بس توانائي دارد ، چه جنگ آوري ، مبارزه تن به تن (مايانه mayane) قدرت جسارت، شهامت ، بيباکي ، در حد يک انسان غير قابل تصور از خود نشان ميدهد در طريقت کونگ فو، راهبر به انديشهً همراه ( کونگ فوکا kungfuka ) راه باز ميکند ، او را به عبارت خويش براي برترين توانائي تن و راز فکر آماده ميکند ، به نيايش خويش ميبرد تا به هستي زمان آگاهش مي کند، واستدلال منطقي در او بوجود ميآورد ، چون زندگي بر پايه پرسش و پاسخ منطقي استوار است .
صداي راهبر در فکر شاگرد فرياد هستاي اوست ، اسرار کونگ فو هميشه بين استاد و شاگرد باقي است و اين راز باز شدني نيست .
در مکاتب علمي کونگ فو که پايانش را پروفسورا ميناميم و درجهاش را به شالبند قرمز خطا ب ميکنيم در اين حد همراه ( شاگرد ) زماني به راهبري دست مي يابد که قدرت خلا قه تازهاي به جهان دهد و اين نمايش زبان او در فکر و ا نديشه اوست و بدينسان راز کونگ فو براي شا گرد يکنوع پختگي است .
انسان تصوير جاودانه تو از انديشه تو است
اهداف دانشکده
اهداف دانشکده انشاء تن و روان دستيابي به کليه اسرار اطوار انساني و به کار گرفتن کليه امکانات فيزيولوژيک و پسيکولوژيک آن در جهت ارتقاء انسان به مقام خدائي است. اين راه مبتني بر شناسائي يکصدو هفتاد نقاط تلاقي بدن( لکورپس آسترال ) و بدن فيزيکي و کنترل جريانهاي انرژي ( يانگ و ين ) و گشودن دريچههاي ( چاکرا ) نهفته بر نيروهاي خفته بدن و دخول از عوالم ترکيبي و عوالم تجريدي و اجراي 73000 تکنيک" ترکيب و عکس العمل سازي و کنترل کليه عضلات ارادي و غير ارادي به دست توانائي خواستاري و رسيدن به مرحله برون فکني و سير مستقل روحاني ميباشد و کنکاش در اصول ذن جنبه عبوديت در جنب جنبه الوهيت مضمحل ساختن و به شناختن حقيقت عيني مطلق در خويش بر اصول مکتب ساتوري نائل گشتن است.
انسان شاهکار هستي " داراي قدرت نامحدود و سلسله اي از زيستگاه فر انديشه است . انسان اشعه پر توان و حاکم بر تاريکيهاي زمان از جوشش تن به روان به فرمول علوم راهي آسمان بيکران و در اندرون عالم کيهان پيش ميرود و به نداي هستي بيرنگ و پيدايش جهان پژوهنده حاکم برآن مي شود. انديشه انسان خواستگاه نياز" به عنوان يک موجود زنده و محرک بر تمام فعاليتهاي وي است" لذا انسان در کردشگاه زمان گهي به تمناي روان و در تاب تب توان و در معادلات زمان" هستي بي رنگ را به بايسته فر خود به گفتار و پندار و رفتار ترسيم ميدارد. طبيعت جهان بدون انسان نه زيباست و نه زشت نه نيکي و نه بدي بلکه تاريک خاموش و بي صداست و گونهاي گورستان به دود حيات و مقامش ناپيداست و گر صدايي از ندائي چه گياهي و جانوري به گرد دستگاههاي عصبي که در خور تکامل به بود حيات سوزند. در مقام طبيعت آني و گذرا و در سخت زماني و ساده بياني تجاوز نکند.
اينگاست که جمود نمو د بيرنگ سوگند تصوير پر رنگ را در ربود هر رنگ زاده مي کند و مجموعه سرعت عالم را در نيستي تصور به هستي بيرنگ ميدمد و مختصر تحرکي آشکار تا فرض بينهايت به ( دريافت ) و ( درک ) در خود ميپروراند و همه ارتعاشات و امواج را در مقابله او ميکند و در شکوه پير هستي تکاملي از جهان پنهان با سلسله زمان به جهان آشکار ميريزد.
کيست انسان ؟
فرهنگ زمان در بيزمان
اولين بيان در رابطه انسان با انسان لخت و عريان و ندائي از آسمان و در کلامي پنهان بود .
خلايي درنهايت توان سرد و جوشان و به حد اقل طول خون سرخ روان بي بيان بي نگاه بي حرکت بي جا و مکان بي جرم دور و نزديک به همگان و در سکوت زمان به ذره اي تکان اين جهان من است و در من است روان
بیشتر مردم میپرسند اگر درکونگ فو خشونت نیست پس مبارزه برای چیست؟
یاد گرفتن کونگ فو ومبارزه وضربات دست وپا برای تجاوز وخشونت نیست بلکه آمادگی وتوانسازی برای دفاع از خود وآزادی خود واندیشه انسانی است. کسی که در راه طریقت دانایی میکوشد باید در دفاع از خودواندیشه انسانی خود نیز دانا باشد – پس مبارزه در کونگ فو دروازه دانائی است مبارزه در کونگ فو زد و خورد خیابانی نیست بلکه اهدافی چون غلبه بر ترس- مبارزه با ظلم و ستم و جهل انسانها رادر پی دارد و همیشه می آموزیم تا حقیقت والای انسانی رادرک کنیم وراه ورسم مبارزه با خود وخواسته های غیر انسانی و مجهو لات را کشف کنیم.
وهدف نبرددر فرهنگ ایرانی کونگ فو چنین است:
هدف نبرد پادافراه (کیفر) آتش افروزان است که راه ورسم همبستگی وهم آهنگی نخواهند و فروغ اندیشه را بگسلند.
پس هدف کونگ فو هم آهنگی وهمبستگی انسانها در راه انسانیت است وقتی ما قوی باشیم ( از نظر روحی وجسمی) بیگانگان جرات حمله به پایگاه تفکر واندیشه وفرهنگ مارا نمی کنند . پس باید در دفاع از فرهنگ واندیشه ایرانی انسانی خود نیز دانا وقوی باشیم.
بطور کلی مبارزه کونگ فو مبارزه با ترس وظلم وستم برای آزادی انسان تا آخرین قطره خون است که در بخشی از سوگند نامه کونگ فو می خوانیم: از روی فرین پی پشتیبان نبرد نیکی با بدی هستم.
که منظور مبارزه را در جمله ای کوتاه بیان میکند.
یکی از خصوصیات کونگ فو توآ روح مبارزه است که درهمراه بتدریج با زحمت وتلاش فراوان در طول زمان بوجود می آید وهمراه کونگ فو در عین تواضع وفروتنی جسم وجانش آرام نیست – در کاروکوشش است می کوشدتا آگاه شود ودیگران را آگاه کند.
خط يك ( آناتوآ )
به معناي شاهين نماي ترازوي جهان از تن و روان و گوهر بود كه انسان و كشف سلسله زمان و نفوذ دانايان و آگاهي به آزادي انسان است كه تازه به امروز نرفته است . آناتوآ با 515 تكنيك ، تركيب و عكس العمل سازي و خاصيت هاي موجي بر اسرار هندسي و خلاف حركت بدني در مسير عالم ذرات است .
خط دو ( آتادو )
به معناي اسرار خلقت و يا هستي و نبرد با تركيب نيستي است . آتادو با 317 تكنيك ، تركيب و عكس العمل سازي و خاصيت هاي خلاف موجي به منظور برگردان عالم ذرات و انديشه حيات است .
خط سه ( سوتو )
به معناي مرز دانايي و خروج از دايره خام عقلي و انهدام ترس از زندگي به معناي تو و من و طبيعت مربوط به من و توست .
خط چهار ( سامسامائه )
به معني آدمي چيست ؟ انسان چيست ؟ و از چيست ؟ تولد آغاز و آغاز تولد او هستي است يا نيستي ؟ او يكي است و گرد بدن انسان به چيست ؟ سامسامائه اوج قدرت فيزيكي تن در محور هندسي با 5011 تكنيك ، تركيب و عكس العمل سازي با رسيدگي تن و روان مي باشد .
خط پنج ( مايانا )
به معناي انهدام اختلالات و نابود كردن ناهنجاري ها و مبارزه انسان در مرز آشكار و پنهان به درك انديشه هاست
خط شش ( كوانه و وست مايانا )
به معناي صفوف نامناسب انساني ، ناهنجاري هاي رواني ، عدم آشنايي بر پزشكي و ترسان از ورود به جهان تفكر آميز و فلسفه گرايي و مجبور كردن انسان به درك آشكار عالم پنهاني كه اين نيرو تكي بر هدف مايگاه توآ سروده دانايي است
خط هفت ( واي ما با تو يا پنجه مرگ )
اين معنا در كونگ فو توآ از هفت مايگاه نيايش به سازندگان انديشه و داوري انسان ها به شناخت و بررسي ها و ايجاد انسان به بينش ها و دانش ها و تركيب هاست . با 3301 تكنيك ، تركيب و عكس العمل سازي . پنجه مرگ شاهكار پروفسور ابراهيم ميرزايي . پنجه مرگ اوج خشونت انسان و فرياد و طغيان انسان بر ستمگري ها . پنجه مرگ صعود انسان به قله سختي ها .
ورزشی را انتخاب کنید که در آن از تمام اعضای بدن استفاده شود و در تمام بدن این ۷ کلید را جای دهید تا موفقیت بسیاری حاصل کنید.
همراه گرامی اگر در این نوشتار به جایی برخوردی که تو را برآشفت، آن را ضربه ی روحی قلمداد مَکن
این نوشتار من و تو هستیم این ما هستیم
نگاهی به خود
کونگ فو توآ یک هنر رزمی ایرانیست که در خارج از ایران با مُعرفانِ خوب و بَدَش به پِرشین کونگ فو، یعنی کونگ فوی پارس، شناخته شده
وجه َتمایز این هنر از هنرهای رزمی دیگر، حرکات پُرتوانِ جسمانی، همراه با شُک های تکنیکی و رانشِ بازدَم است که چون اُجاقی وجود را شعله ور میکند و پس از فرو کش یا پایان تمرین، احساسی خوب و پاک به آدم میدهد که آدم از تلاشِ خود، خوشنود میشود
بِسان یک رقص قدرت میماند که بر پایه ی فرهنگ و آدابِ نژادِ آریایی از خاور تا باختر و از شمال تا جنوب ایران و فَراسوی مرزهای ایرانِ کنونی ریشه دارد
کونگ فو توآ شامل تکنیکها، ترکیبات، دورانها و پیچشهای بسیاریست که زیبا به نظر میرسند و یک چالش بزرگ برای کسانیست که در پی ورزشهای رزمی هستند یا پیِ خود شناسی میگردند
بهتر است که ما مشکلات و خواسته های شخصی خود را با آن مخلوط نکرده و درست آموزش دهیم
کونگ فو توآ دَربَرگیرنده ی نرمشها، حرکات بدنساز، تکنیکهای دست و پا، حرکات موجی، تمرینات تنفسی، یوگا، نفوذ بر اجسام سخت، دفاع شخصی، مبارزات سُنتی آزاد و نیمه آزاد، تمرینهای انفرادی و تمرینهای گروهی است
در تمرین ها، سرعت، اِنعطاف، و هدف گیریِ توان در یک نقطه یا همان تمرکز گیری، شایانِ توجه است تا دست یازیده به مطلوب برسیم
در کونگ فو توآ روی هَنایش یا اَثرِ تمرینات توجه ویژه ای میشود میوه و اَثری که انسان از این خود شناسی بر میگیرد
از آنجایی که با انجام این تمرینها و کنکاش در فلسفه ی کونگ فو توآ انسان با چرخه ی هستی یین و یانگ در میاُفتد و چالش میجوید، پس در این دَرگیری، توانِ او نیز در هر گوشه ای از زوایای هستی بروز میکند
بزبان ساده کونگ فو توآ هر گونه زشتی و نیکی را در انسان بیدار میکند و یک کارگر کونگ فو یا کونگ فو کار توانِ نهفته، پتانسیلِ هر کرداری را دارد، از پلید ترین تا پاک ترینِِ کردارها
درست بر خلاف آنچه که ما تصور میکنیم که با اجرای کونگ فو توآ همه چیز روبراه است و ما انسانهایی وارسته هستیم
برعکس، تازه اول بازی و کشتی گرفتن با پدیده ها و چگونه زیستن آغاز گشته
بدون بیدار شدنِ نیروهای نیک و بد، خودشناسی، مُیسر نمیشود، چرا که قوه ی شناخت، از طریق قیاس، کشمکش و توازنِ این دو نیرو بدست میآید و هدف کونگ فو توآ معرفت یا شناخت و خود شناسی است
پس نیروهای پلید را میتوان مقیاس شناخت خوبیها قرار داد و آموخت چنانچه از یک بی ادب میتوان درس ادب آموخت و رفتار بی ادبانه را تکرار نکرد
برای خود شناسی نظری به تاریخ مشترکمان در کونگ فو توآ بیافکنیم
در تاریخچه ی چند ساله ی ترازوی کونگ فو توآ میبینیم که کفه ی پلیدیها همیشه سنگین تر بوده و اثرات پلید بسیار بجای مانده، دقیقاً همین نکته نشانگر اینست که این راه، راه دشواریست و پیمایشِ آن، کار هر کسی نیست پس برای خودشناسی و سخت کوشی، راه خوبیست و نباید بخاطر زشتیهایی که در آن رخنه کرده، راه را نفرین کرد، بلکه باید در سویه ی خودشناسی در آن گام زد و اثر نیک بر جای گذاشت
سیستم تکنیکهای کونگ فو توآ از آناتوآ تا وایمابتو در حالتِ اُفقی طراحی شده اند، با زدن این تکنیکها، نیروی آزاد شده باعث شده که کارگران کونگ فو توآ یا کونگ فو کاران، دید و افکارشان در اُفق و حالاتِ تعصبی و فناتیک شکل گرفته، بطوریکه جای دیگر را نمیبینند
به سخن یارومه ابراهیم میرزایی توجه کنیم خورشید با تعصبی خاص میلیاردها سال است که سر جایش مانده و نور میپراکند مهر و فروغش جاریست اما آدم خورشید نیست آدم وظایف دیگری دارد حرکت آدم تغییر و تغییر یعنی امکان خود شناسی
ولی این تغییر نشان نداشتن ایمان یا نماد ناپایداردی نیست نشان اینست که انسان همواره از رادیکالِ هستی به هستی میرود و تغییر یا پیشرفت میکند انسان لایتغیر نیست
و تغییر بخشی بافت وجود انسان است که خود نیز در تغییر است
اکثر کسانیکه با واژه ها و فلسفه ی کونگ فو توآ آشنا میشوند، شروع به تقلید از سخنانِ یارومه ابراهیم میرزایی میکنند و دیگر از دل سخن نمیگویند این اشتباه است و شخصیتی مجازیست در صورتیکه گوهر وجود آدم اصالت است و بر پایه ی این اصالت آدم باید بیآموزد ولی خودش باشد نه کسی دیگر
یک شخصیت مجازی و خیالی از خود ساختن خطراتی چون دوگانه شدن با خویش را به بار میآورد و در پی آن افسردگی و یا به جان دیگران افتادن
تکرار واژه ها، بدون آگاهی به مفهوم آن و بازی با کلمات، موجب بروزِ شخصیتهای مصنوعی و دو گانه ی متعددی در جامعه ی کونگ فو توآ گشته و از اصل مطلب، یعنی پرورش تن و روان، به دور شده ایم
ما آدم ها گناهی نداریم، فقط ناآگاهیم که چنین میکنیم، گناهکارانیم اگر آگاه باشیم و هنوز چنین کنیم
بنیانگزار کونگ فو توآ یارومه ابراهیم میرزایی اگر چه، تو نیکی میکُن و در دجله انداز را نیت کرده اند، ولی همه چیز را میبینند
در پرونده ی آثار ویرانگر ما کونگ فو کاران، به تخریب کردن بافت دانشکده ی انشای تن و روان، جنایت، دزدی، زَن ستیزی و کنترل بانوان، به بَردگی کشیدن همراهان، شکم بارگی، نفرت داشتن از ورزشها و افکارِ دیگرِ جامعه، دروغ گفتن به همراهان، تجاوز به دیگران، دسته کشی ها و بر هم ریختن باشگاه و آبروی دیگران، حسادت و بستن معابد دیگران، دست درازی به ناموس، چاپیدن پولهای هنگفت و بسیاری پلیدیهای دیگر بر میخوریم که این تیشه ها همواره بر ریشه ی خودمان خورده
واژه ی اُستاد امروز به صورت زینت مصرف میشود و ژرفا ندارد
در تاریخچه ی کونگ فو توآ آثار افراد نیک کردار نیز دیده میشوند، که ما آنها را افتخار ویژه ای نمیدانیم، چرا که انسان برای همین آفریده شده و وظیفه ی دیگری جز این، یعنی آدم بودن ندارد با این وجود سر احترام به ذاتِ نیکِ این افرادِ وارسته خم میکنیم
خاطرات کونگ فو توآ و دوران آن از زندگی آدمی بیرون رفتنی نیست این راه برگشتنی نیست و تا واپسین لحظه ی حیات، این خاطرات آدم را دنبال و همراهی میکنند، چه بهتر که این آثار و خاطرات، نیک و نوازشگرِ وجدان و مرور آنها آسایش دهنده ی روح باشند نه دردآور و مخلوطی از مشکلات شخصی
اگر کسانی از ورزشهای دیگر و یا از قشرهای دیگر جامعه این مطالب را میخوانند، خویشتن را پُشت این مطالب پنهان نکنند و سوء استفاده نکنند، اگر ما عیب و نقص راه و ورزش خود را میگوییم، نشانِ قدرت است که اشتباه های جامعه ی خودمان را پذیرفته ایم، شما نیز به عیبهای خود بپردازید تا با رفع این عیبها، کلِ جامعه ی بشری، در مسیری سازنده قرار گیرد.
کونگ فو توآ طریقت دانایی به انشاء یا آفرینش تن و روان در ابتدا در ارتشِ شاهنشاهی ایران، بنام کن فو کاراتو شالوده و اساس کارهای انسان آموزش و گسترش داده شد
در اوایل سالهای ۵۰ خورشیدی بصورت ورزشی مستقل در باشگاه های پهلوی، دیهیم و سپس تاج، باشگاه بانوان تاج یا دانشکده ی انشای تن و روان گسترش یافت
پس از انقلاب اسلامی و بسته شدنِ دانشکده ی انشاء تن و روان، مکان دانشکده ی انشای تن و روان یا باشگاه بانوانِ تاج، به مکان ورزشی حجاب تغییر نام یافته و سمبلِ فشارِ مذهبی بر بانوان شد
از آنجایی که برنامه های یارومه ابراهیم میرزایی بر اساس نمادهاییست که برای ایشان اهمیت دارند، حرکتِ ایشان از دانشکده ی افسری نیروی زمینیِ شاهنشاهی آغاز شد نام مادر ایشان اَفسر سلطان است، سلطان یعنی شاهنشاه و افسر یعنی دیهیم و تاج توجه کنیم که این گونه موضوعات مربوط به زندگی خصوصی یارومه ابراهیم میرزایی است و فقط برای دانستن و جالب هستند
کونگ فو توآ احتیاج به مُلاهای خُرافه بافِ فلسفه فروش ندارد به اندازه ی کافی هستند، که از این ها رموز و اسرار بسازند و بفروشند
کونگ فو توآ مانند همه ی هنرهای رزمیِ اصیل، هدفی وَرای نیروی بدنی دارد
در سالهای دهه ی۶۰ میلادی بروس لی، بنیانگزارِ هنر رزمی کونگ فو جیت کان دو، با بازیگری در فیلم های گوناگون و با شخصیت صمیمی و رفتار دلنشینش موجب شناسایی کونگ فو به جهانیان شد، موجی که وی بوجود آورد، باعث پایه گذاری صدها سبک مختلف کونگ فو در سطح گیتی شد
یارومه ابراهیم میرزایی که بنا به موج جامعه ی آن زمان در ایران، سبک کونگ فو توآ را بنیان نهادند، از بروس لی به عنوان نوری یاد میکنند که لحظه ای کوتاه بر جهان تابید و اثری نیک بجا گذاشت، هدف کونگ فو توآ نیز، اثر نیک است
بروس لی در سال ۱۹۴۰ میلادی بدنیا آمد و در سال ۱۹۷۳ میلادی در سن ۳۳ سالگی در گذشت، آرامگاه او در شهر سیاتِل، در شمال غربی آمریکا، نزدیک مرز کاناداست، یادش گرامی و روانش شاد باد
آقای ابراهیم میرزایی در ارتش شاهنشاهی ایران، کاراته گوجوریو که سبکی اصیل در کاراته است را فرا گرفتند
بر این مبنا و پس از مسافرت مأموریتی ایشان از طرف ارتش شاهنشاهی ایران به تایوان و بر اساس تجربیات ایشان کونگ فو توآ تولد یافت
هنر رزمی کونگ فو توآ به کشورهای دیگر نیز برده شد وظیفه ی آنهایی که معرف کونگ فو توآ در خارج از ایران هستند این است که بار سفرشان را که بارِ درختِ زندگیشان است خوب حفظ کرده و به درستی ترویج دهند
از زمانیکه یارومه ابراهیم میرزایی، بنیانگزار هنر رزمی کونگ فو توآ در درگیریهایی پس از انقلاب اسلامی ایران به پایشان گلوله خورد، هنر رزمی کونگ فو توآ که ورزشی نسبتاً جوان بود از پیشرفت خود باز ایستاد
در دهه ی ۸۰ میلادی آقای ابراهیم میرزایی جهت انتشار و شناساندن راهی که بنیان نهاده بودند، گروهی از شاگردان و دانشجویانشان را به عنوان سفیر به چهار سوی جهان، به کشورهای گوناگون فرستادند
بنا به دلایل امنیتی و مشکلات آقای ابراهیم میرزایی با حکومت اسلامی ایران، ایشان کُلاً سالهاست که از نظرها پنهان هستند و به صورت ناشناس زندگی میکنند
همایون خوش گوی